Timeline Photos
پدرم برای اولین بار در طول چهارسال و نیم دستگیری و زندان، در اعتراض به شرایط خود از فردا اعتصاب غذا خواهد کرد، هرچند این اقدام با توجه به بیماریهای وی به منزله خودکشی است، ولی متاسفانه نتوانستم مانع ان شوم، چراکه او شدیدا تحت فشار و پرونده سازی های متعدد قراگرفته و ادامه این شرایط برایش غیرقابل تحمل شده است….

اعلام اعتصاب غذا
من محمدرضا پورشجری هستم، دارای نام مستعار سیامک مهر نویسنده وبلاگ گزارش به خاک ایران.
من پس از تحمل چهار سال حبس در شرایط جهنمی زندانهای جمهوری اسلامی که دستگاه قضایی سرکوبگر این رژیم بنا به اتهامات پوچ و بی اساسی چون: اقدام علیه امنیت کشور،توهین به رهبری و توهین به مقدسات برمن تحمیل کرده بود، در تاریخ یکم شهریور ماه سال جاری از زندان آزاد گشتم اما تنها پس از 38 روز پس ازآزادی یعنی در 8 مهرماه ماموران وزارت اطلاعات در شهر ارومیه مرا ربوده و در سیاه چال های بازداشتگاه اداره اطلاعات آن شهر تحت بازجویی های بی دلیل و بی مورد قرار دادند سپس به همان اتهاماتی که از بابت آنها قبلا به چهار سال زندان محکوم شده بودم مجددا پرونده ای ساخته وبه دادسرای انقلاب کرج ارجاع دادند، اما در کرج نیز دوباره توسط ماموران وزارت اطلاعات به سلول های انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات کرج معروف به بند 8 سپاه واقع در زندان رجایی شهر منتقل شده و در آنجا نیز با فشار و شانتاژ و توهین و تحقیر و اذیت و آزار و تهدید به مرگ واعدام و با چشمان بسته مرا مورد بازجویی های بی پایان قرار گرفتم، اکنون نزدیک به چهارماه است که مرا بصورت بلاتکلیف در یکی از کثیف ترین زندانهای جمهوری اسلامی که هرروز آن یک فاجعه انسانی است در میان اشرار و جانیان و قاچاقچیان و سارقان حرفه ای و بیماران روانی اسیر کردند، با توجه به این واقعیت ها به آگاهی هم میهنانم میرسانم که تصمیم گرفته ام در اعتراض به شرایط ناگوار خود و اعتراض به رنج و درد و بیدادی که برمن روا داشته اند از تاریخ شنبه 18 بهمن 1393 به مدت نامعلوم به اعتصاب غذا مبادرت کنم، ضمن هشدار نسبت به بیماریهای متعدی که بدان دچار هستم از جمله عوارض قلبی، دیابت، سنگ کلیه و ورم غده پروستات، اعلام میدارم که مسئول هرگونه عواقب این اقدام و مسئول سلامت جسمی و روحی خود را شخص علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی و دستگاه قضایی این رژیم و همچنین دولت مردم فریب حسن روحانی به خصوص وزارت اطلاعات این دولت می شناسم که برای من پاپوش دوخته و پرونده سازی کرده اند.
کرج بهمن ماه 93
زندان ندامتگاه مرکزی کرج

Categories: didar, دیدار | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | Leave a comment

Post navigation

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: