Mobile Uploads
اين شب يلدا كه بياد ششمين تولد ضيا در زندانه
ياد اين شعرش افتادم به قاضيش پير عباس
ای آن‌که تو را نام و لقب از داد است/ با من تو هر آن‌چه کرده‌ای بی‌داد است
زین حکم غریبی که توام فرمودی/ انصاف و عدالتت همه بر باد است
کردار من ار به پیش حکم‌ات بنهند/ گویند همه که وحدت اضداد است؛
تزویر و نفاق و بددلی در من نیست/ با صدق و صفا وجود من هم‌زاد است
سال است رقم‌ها که تو می‌فرمایی/ در حیرتم این نکته تو را در یاد است‌؟
آخر چه بگویم عدلیه ایران را/ سر تا قدمش چون که همه ایراد است
قصد گله و شکوِه ندارم ورنه/ ظلمی که نمودی پاسخش فریاد است
این‌جا که تو‌ام منزل دوران کردی/ پیش قدمش خرابه هم آباد است
روحم به هزاران سفر پرغوغا/ لیکن بدنم در قفس صیاد است
زندان نکند خانه در آن انسانی/ کو جان و دلش ز بند غم آزاد است
از غیر نرنجیم و ره کین نرویم/ کاین راه و روش ز هستی‌ام بنیاد است
«سید» که به چندین هنر آراسته است/ قلب اَر بتپد به سینه‌اش دل‌شاد است‌؛
ضیا نبوی
Categories: didar, دیدار | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | Leave a comment

Post navigation

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Create a free website or blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: