Mobile Uploads
پدر در رجایی شهر، دختر در قرچک ورامین زندانی
فرشته قاضی

خانواده نگار حائری می گویند که او همچنان به صورت بلاتکلیف در زندان قرچک ورامین زندانی است، چشمانش به دلیل آلودگی محیط زندان دچار عفونت شده و وضعیت مساعدی ندارد.

نگار حائری، حقوقدان و فرزند حمید (ماشالله) حائری، زندانی سیاسی زندان رجایی شهر است که اوایل خرداد ماه بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شده. برخی سایت ها عنوان کرده اند که نگار حائری برای سپری کردن حکم محکومیت خود زندانی شده اما مادر او به "روز" می گوید که دخترش در وضعیتی بلاتکلیف و با قرار بازداشت، در زندان قرچک زندانی است. نگار حائری پیش از بازداشت در مصاحبه با "روز" گفته بود که پرونده قبلی از اتهامات منتسب به او تبرئه شده.

مادر نگار حائری توضیح می دهد: نگار هیچ حکمی ندارد و ما اصلا نمی دانیم بعد از این همه مدت برای چی او را بازداشت کرده اند. خودش هم هیچ اطلاعی ندارد. نمی دانیم قرار بازداشت برای چی است و اصلا حکمی صادر شده که به ما ابلاغ نشده یا چی. در پاسخ به پی گیری های ما هم هر بار فقط می گویند بروید خودمان خبر می دهیم و هیچ پاسخ درستی نداده اند.

خانم حائری که هفته ای یکبار در زندان قرچک ورامین با فرزندش ملاقات میکند می گوید: دوشنبه هفته قبل او را دیدم. چشمانش عفونت کرده. لنز طبی دارد و به خاطر آلودگی زندان قرچک، دچار عفونت شده. کلا وضعیت مساعدی ندارد. وضعیت اش هم که اصلا مشخص نیست و حتی گمانه زنی هم نمی توانم بکنم که چرا بازداشت اش کرده و با این وضعیت در زنادن نگه اش داشته اند.

حمید حائری، پدر نگار حائری که به دلیل وضعیت نامساعد جسمی به مرخصی استعلاجی آمده بود هم به زندان بازگشته و همسرش می گوید: او هم از قبل خودش مشکلاتی داشته و وضعیت نگار دست به دست داده که وضعیت خوبی نداشته باشد. آدم بچه اش زندان باشد خودش هم زندان باشد طبیعی است که حالش خوب نباشد. به خصوص با وضعیت جسمی ای که او دارد.

به گفته خانم حائری بیش از ١٠ سال از حکم محکومیت همسرش باقی مانده و او برای سپری کردن این مدت از محکومیت اش به زندان رجایی شهر بازگردانده شده.

حمید حائری از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ است که آذر ماه ۸۸ در منزل شخصی اش بازداشت و به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین ابتدا به اعدام و سپس به ۱۵ سال حبس در تبعید در زندان رجایی شهر محکوم شد. نگار حائری که وکیل دادگستری است وکالت پدرش را برعهده داشته. او پیشتر در مصاحبه با "روز" گفته بود که به دلیل وکالت پدرش بازداشت و سپس هرچند از اتهامات منتسب تبرئه شده بود اما با قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی آزاد شده بود: بعد از شکستن حکم پدرم، پروانه وکالت من به مدت ١٠ سال تعلیق گرفت؛آن هم به دلیل داشتن وکالت به قول خودشان یک منافق بدون اجازه دادستان. بعد از تعلیق پروانه وکالت ام به من اجازه مشاوره دادند اما بعد بازداشت شدم واتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق زدند در صورتی که من هیج گرایش سیاسی به هیچ گروه و سازمانی نداشته و ندارم و اینکه عمو یا برادر من عضو این سازمان بوده یا هستند هیچ ارتباطی به من ندارد و من هیچ گرایشی به چنین سازمانی و هیچ سازمان دیگری نداشتم. من توسط آگاهی دستگیر شدم ٢٤ روز بازداشتگاه آگاهی شاپور بودم. توی این ٢٤ روز نه حمام رفتم نه مسواک زدم. بر اثر ضربه هایی که به پهلوهایم زدند دچار خونریزی کلیه شدم. هنوز هم گاهی درد کلیه اذیت ام می کند. بعد از ٢٤ روز به زندان قرچک ورامین و بند شرارتیها منتقل شدم و یک ماه و نیم قرچک بودم با شرایط غیر قابل تصور. ابتدا می گفتند نامه ای که توی آن ذکر شده بود با مدرک فوق لیسانسم میتوانم مشاور حقوقی باشم جعلی است بعد از ٢٤ روز توی آگاهی بودن و یک ماه و نیم قرچک ورامین بودن، نامه را استعلام کردند. وقتی مشخص شد جعلی نیست به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدم و دو ماه در این بند در انفرادی بودم؛ که این بار گفتند جرم ات مشاوره به خانواده های زندانی های سیاسی است. بعد هم به بند زنان زندان اوین منتقل ام کردند و بعد در دادگاه از تبرئه شدم ولی برای آزادی ام ۳۰۰ میلیون وثیقه گرفتند.

نگار حائری اکنون هم در زندان قرچک ورامین و در شرایطی زندانی است که پیش از بازداشت در مصاحبه با "روز" توضیح داده بود: در زندان قرچک سرم شپش گذاشت. وقتی مرا به ۲۰۹ منتقل کردند بعد از التماس های من برای رسیدگی به خارش بیش از حد سرم، پزشک بهداری دستور کوتاه کردن موهای سرم را داد. ولی به دلیل عدم اجازه استفاده از قیچی و هر گونه وسیله تیز موهایم را با ناخن گیر کوتاه کردم و پس از چند روز که شپش در سلولم دیدند موهایم را از ته تراشیدند. خیلی سخت بود و خیلی تحقیر شدم نمی توانم آن شرایط را برای شما توصیف کنم به من حتی دست نمی زدند و می گفتند تو نجس هستی. در حالیکه من هیچ کاری نکرده بودم و تنها پی گیر پرونده پدرم بودم. بعد هم که آزاد شدم مادرم را که کارمند ۲۰ ساله بیمارستان دی بود اخراج کردند. شرایط خیلی بدی بود بخصوص که پدرم از شنیدن خبر بازداشت من دچار حمله قلبی شده بود.

او که پی گیر پرونده پدرش بود می گفت پدر زندانی اش به دلیل وضعیت جسمانی نامساعدی که دارد تحمل کیفر ندارد و باید آزاد شود. حالا خود در زندان قرچک ورامین زندانی است و پدرش همچنان در زندان رجایی شهر.

Categories: didar, دیدار | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | Leave a comment

Post navigation

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Create a free website or blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: