به مناسبت سالگرد ترور فریدون فرخزاد؛ دشنه در دهان مرد صحنه‌ها http://bit.ly/1B0u…

‫به مناسبت سالگرد ترور فریدون فرخزاد؛ دشنه در دهان مرد صحنه‌ها
http://bit.ly/1B0uRPv

ای کسانی که دل‌ام پیش شماست/غم ایران همه تشویش شماست
تا فریدون‌ام و فرخ‌زادم/شعله آتش‌ام و فریادم
دل من آتش جاویدان است/مرده و زنده من ایران است

«خوش‌تیپ بود با صدایی رسا، همراه قهقه‌هایی که از اعماق دل برمی‌‌آمد و جان تماشاگران را در شو‌ها جلا می‌داد. از او این روزها بیش از گذشته گفته و نوشته می‌شود. شاید چون ارزش صراحت کلام و تیزی زبانش بیشتر حس می‌شود. آن هم برای جامعه‌ای رخوت زده با فرهنگ ایرانی که از صداقت می‌هراسد و با حقیقت می‌جنگد. غریبی و تنهایی فریادش حتی در آخرین روزهای حیاتش ادامه یافت. تنهایی که از آن نمی‌توانست بگریزد چرا که زبانش امنیت زیستن در میان جمع را می‌زدود.»

فریدون فرخزاد، شاعر، هنرپیشه، برنامه‌ساز رادیو و تلویزیون، خواننده و شاید بهترین توصیف برایش همان شومن یا مجری برنامه‌های تلویزیون باشد، در ۱۵ مهرماه ۱۳۱۷ چشم به جهان گشود. همچون خواهرش زندگی پر تلاطمی داشت و آوارگی پس از انقلاب، سهم‌اش از ایستادن مقابل حکومتی بود که آزادی فردی را بیش از هر چیزی محدود می‌ساخت. فرزند سرهنگ «محمد فرخزاد» و «توران وزیری‌تبار» بود. دبستان و دبیرستان را در ایران به پایان رساند و برای تحصیل راهی آلمان شد. در وین، برلین و مونیخ حقوق سیاسی خواند و دکترایش را در دانشگاه مونیخ آلمان به پایان رساند.

فریدون فرخزاد دو بار ازدواج کرد. ابتدا در سال ۱۹۶۲ با زنی لهستانی تبار اما آلمانی زبان که ادبیات آلمانی خوانده بود به نام «آنیا بوچکووسکی» آشنا شد و بعد ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دو فرزند به نام اوفلیا و رستم بود که اوفلیا در کودکی درگذشت. چند سال بعد دوباره با زنی ایرانی به نام ترانه ازدواج کرد که آن هم به جدایی کشید. اما همراهی و آشنایی با آنیا او را به شعر آلمانی علاقمند ساخت و به همین زبان شعر گفت و در مجلات و روزنامه‌های معروف به چاپ رساند. حتی کتابی مستقل به نام «فصل دیگر» منتشر کرد که «یوانس بوبروفسکی» شاعر معروف آلمانی مقدمه‌ای بر آن نگاشته است. این مجموعه بسیار موفق بود به طوری که اشعار آلمانی‌اش برنده جایزه بهترین اشعار سال شد.

در آلمان موفق بود اما مرگ ناگهانی خواهر جوانش در سال ۱۳۴۵ او را وادار کرد به ایران بازگردد. زندگی، تحصیل و داشته‌هایش را رها کرد و بازگشت و جایزه‌‌ شعری به نام فروغ فرخزاد راه‌اندازی کرد…

ادامه: ‬http://bit.ly/1B0uRPv


Timeline Photos
به مناسبت سالگرد ترور فریدون فرخزاد؛ دشنه در دهان مرد صحنه‌ها
http://bit.ly/1B0uRPv

ای کسانی که دل‌ام پیش شماست/غم ایران همه تشویش شماست
تا فریدون‌ام و فرخ‌زادم/شعله آتش‌ام و فریادم
دل من آتش جاویدان است/مرده و زنده من ایران است

«خوش‌تیپ بود با صدایی رسا، همراه قهقه‌هایی که از اعماق دل برمی‌‌آمد و جان تماشاگران را در شو‌ها جلا می‌داد. از او این روزها بیش از گذشته گفته و نوشته می‌شود. شاید چون ارزش صراحت کلام و تیزی زبانش بیشتر حس می‌شود. آن هم برای جامعه‌ای رخوت زده با فرهنگ ایرانی که از صداقت می‌هراسد و با حقیقت می‌جنگد. غریبی و تنهایی فریادش حتی در آخرین روزهای حیاتش ادامه یافت. تنهایی که از آن نمی‌توانست بگریزد چرا که زبانش امنیت زیستن در میان جمع را می‌زدود.»

فریدون فرخزاد، شاعر، هنرپیشه، برنامه‌ساز رادیو و تلویزیون، خواننده و شاید بهترین توصیف برایش همان شومن یا مجری برنامه‌های تلویزیون باشد، در ۱۵ مهرماه ۱۳۱۷ چشم به جهان گشود. همچون خواهرش زندگی پر تلاطمی داشت و آوارگی پس از انقلاب، سهم‌اش از ایستادن مقابل حکومتی بود که آزادی فردی را بیش از هر چیزی محدود می‌ساخت. فرزند سرهنگ «محمد فرخزاد» و «توران وزیری‌تبار» بود. دبستان و دبیرستان را در ایران به پایان رساند و برای تحصیل راهی آلمان شد. در وین، برلین و مونیخ حقوق سیاسی خواند و دکترایش را در دانشگاه مونیخ آلمان به پایان رساند.

فریدون فرخزاد دو بار ازدواج کرد. ابتدا در سال ۱۹۶۲ با زنی لهستانی تبار اما آلمانی زبان که ادبیات آلمانی خوانده بود به نام «آنیا بوچکووسکی» آشنا شد و بعد ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دو فرزند به نام اوفلیا و رستم بود که اوفلیا در کودکی درگذشت. چند سال بعد دوباره با زنی ایرانی به نام ترانه ازدواج کرد که آن هم به جدایی کشید. اما همراهی و آشنایی با آنیا او را به شعر آلمانی علاقمند ساخت و به همین زبان شعر گفت و در مجلات و روزنامه‌های معروف به چاپ رساند. حتی کتابی مستقل به نام «فصل دیگر» منتشر کرد که «یوانس بوبروفسکی» شاعر معروف آلمانی مقدمه‌ای بر آن نگاشته است. این مجموعه بسیار موفق بود به طوری که اشعار آلمانی‌اش برنده جایزه بهترین اشعار سال شد.

در آلمان موفق بود اما مرگ ناگهانی خواهر جوانش در سال ۱۳۴۵ او را وادار کرد به ایران بازگردد. زندگی، تحصیل و داشته‌هایش را رها کرد و بازگشت و جایزه‌‌ شعری به نام فروغ فرخزاد راه‌اندازی کرد…

ادامه: http://bit.ly/1B0uRPv

Categories: didar, دیدار | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | Leave a comment

Post navigation

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Create a free website or blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: