نامه مهدی خدایی زندانی سیاسی به مناسبت شکستن حکم اعدام حمید قاسمی شال و آزادی او…

‫نامه مهدی خدایی زندانی سیاسی به مناسبت شکستن حکم اعدام حمید قاسمی شال و آزادی او

چند روزی است که بر خلاف همیشه، در بند ۳۵۰ فضای شاد و سرزنده ای را شاهد هستیم. فضایی همراه با امید. صبح روزی که خبر شکسته شدن حکم اعدام حمید قاسمی را شنیدم جزء معدود روزهای خوش من طی دوران نزدیک به چهار سال حبسم بود.
پس از بیش از ۵ سال، حکم اعدام حمید قاسمی شکست و این بار درب زندان اوین برای حمید رو به آزادی باز خواهد شد. سال‌هایی که برای وی به درازی قرن ها بود. شاید هیچ کدام از ما به اندازه ی حمید معنای مرگ و زندگی را به درستی درک نکرده باشیم. ۵ سال زندگی در شرایطی که هر لحظه ی آن می تواند آخرین لحظه زندگی ات باشد. زمانی که حمید در زندان برادرش را از دست داد و یا خبر فوت خواهرش را شنید، آن لحظه برای وی زندگی چه معنایی داشت؟ صبر، عشق، فرصت دوباره، آزادی و…؟ اما حمید تمام این روزها عاشقانه زندگی کرد، آهنگ نواخت و به امید آزادی و دیدار دوباره ی همسرش زنده ماند.
چه زیباست لحظه ی رهایی، لحظه ی گسستن بندها و شکستن چوبه های دار، لحظه ی امید و زندگی.
در این روزهای خوش اما یاد کسانی را گرامی می داریم که فرصت رهایی نیافتند و عاشقانه به پیشگاه معبود شتافتند اما یقیناً آن ها نیز در این شادی با ما سهیم هستند و آرزومندم آغوش های گشوده، ماءوای تمام عزیزانی باشد که در سراسر میهن عزیزمان امیدوار و عاشق در انتظار آزادی به سر می برند.

مهدی خدایی
بند ۳۵۰ زندان اوین


Timeline Photos
نامه مهدی خدایی زندانی سیاسی به مناسبت شکستن حکم اعدام حمید قاسمی شال و آزادی او

چند روزی است که بر خلاف همیشه، در بند ۳۵۰ فضای شاد و سرزنده ای را شاهد هستیم. فضایی همراه با امید. صبح روزی که خبر شکسته شدن حکم اعدام حمید قاسمی را شنیدم جزء معدود روزهای خوش من طی دوران نزدیک به چهار سال حبسم بود.
پس از بیش از ۵ سال، حکم اعدام حمید قاسمی شکست و این بار درب زندان اوین برای حمید رو به آزادی باز خواهد شد. سال‌هایی که برای وی به درازی قرن ها بود. شاید هیچ کدام از ما به اندازه ی حمید معنای مرگ و زندگی را به درستی درک نکرده باشیم. ۵ سال زندگی در شرایطی که هر لحظه ی آن می تواند آخرین لحظه زندگی ات باشد. زمانی که حمید در زندان برادرش را از دست داد و یا خبر فوت خواهرش را شنید، آن لحظه برای وی زندگی چه معنایی داشت؟ صبر، عشق، فرصت دوباره، آزادی و…؟ اما حمید تمام این روزها عاشقانه زندگی کرد، آهنگ نواخت و به امید آزادی و دیدار دوباره ی همسرش زنده ماند.
چه زیباست لحظه ی رهایی، لحظه ی گسستن بندها و شکستن چوبه های دار، لحظه ی امید و زندگی.
در این روزهای خوش اما یاد کسانی را گرامی می داریم که فرصت رهایی نیافتند و عاشقانه به پیشگاه معبود شتافتند اما یقیناً آن ها نیز در این شادی با ما سهیم هستند و آرزومندم آغوش های گشوده، ماءوای تمام عزیزانی باشد که در سراسر میهن عزیزمان امیدوار و عاشق در انتظار آزادی به سر می برند.

مهدی خدایی
بند ۳۵۰ زندان اوین

Categories: didar, دیدار | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | Leave a comment

Post navigation

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: